بلاگ
تئوری حراج بازار (Auction Market Theory) و2 راه تشخیص وضعیت بازار
اگر از بازار فقط یک چیز بخواهی که واقعاً به کارت بیاید، این است: بدانی قیمت «چرا» حرکت میکند، نه اینکه فقط «کجا» حرکت میکند. تئوری حراج بازار (Auction Market Theory یا AMT) دقیقاً همین را به تو میدهد: یک مدل ساده ولی حرفهای برای فهمیدن اینکه بازار چه زمانی در حال پیدا کردن قیمت منصفانه است و چه زمانی وارد فاز حرکتهای تند و جهتدار میشود. نتیجهاش هم بسیار کاربردی است: سریعتر تشخیص میدهی امروز بازار «رِنج» است یا «ترند»، کجا احتمال برگشت بالاست، کجا احتمال ادامه حرکت بیشتر است، و چه زمانی اصلاً بهتر است تماشاچی بمانی.
تئوری حراج بازار چیست؟
AMT بازار را مثل یک حراج دائمی میبیند. در حراج، قیمت بالا میرود تا فروشندههای بیشتری حاضر شوند بفروشند؛ قیمت پایین میآید تا خریدارهای بیشتری حاضر شوند بخرند. پس بازار همیشه بین دو حالت در رفتوآمد است:
-
تعادل (Balance): بازار روی یک محدوده قیمتی «توافق نسبی» دارد.
-
عدم تعادل (Imbalance): بازار میفهمد قیمت منصفانه نیست و برای یافتن قیمت جدید، سریع حرکت میکند.
این نگاه، پایهی ابزارهایی مثل Market Profile و Volume Profile است، اما مهمتر از ابزار، خودِ منطق پشت آن است:
بازار یا دارد ارزش (Value) را کشف میکند یا دارد ارزش را جابهجا میکند.

قیمت در حالت کلی در دوحال ساختاری قرار دارد که انرا با بالانس و ایمبالانس یا به عبارتی حالت تعادل و نا متعادل مینامیم.
«قیمت منصفانه» یعنی چه؟
در زبان تئوری حراج بازار، «قیمت منصفانه» جایی است که بازار بیشترین پذیرش را نشان داده؛ یعنی قیمتهایی که معاملهگران زیادی حاضر شدهاند آنجا معامله کنند. این پذیرش معمولاً با دو نشانه دیده میشود:
-
زمان زیاد در یک محدوده (در Market Profile)
-
حجم زیاد در یک محدوده (در Volume Profile)
به بیان ساده:
هرجا بازار بیشتر “میماند”، احتمالاً آنجا ارزش/تعادل ساخته میشود. هرجا سریع رد میشود، احتمالاً بازار آن قیمت را نمیپذیرد.

نمودار مارکت پروفایل با ناحیه ارزش
مفاهیم کلیدی تئوری حراج بازار که باید بلد باشی
1) POC (Point of Control)
قیمتی که بیشترین زمان/حجم معامله در آن رخ داده.
در عمل، POC مثل «آهنربای بازار» است؛ خیلی وقتها قیمت به آن جذب میشود یا دورش چانهزنی میکند.
2) Value Area (ناحیه ارزش)
محدودهای که بخش بزرگی از معاملات داخلش انجام شده (معمولاً حدود 70٪).
داخل Value Area غالباً رفتار بازار چرخشی/رفتوبرگشتی است.

محدوده value are , point of control برای سایت پروفایل تریدینگ
3) HVN و LVN
-
HVN (High Volume Node): ناحیههای پرحجم → بازار آنجا راحت است → احتمال مکث/واکنش زیاد
-
LVN (Low Volume Node): ناحیههای کمحجم → بازار آنجا راحت نیست → احتمال عبور سریع زیاد

نواحی پروفایل HVN , LVN
تعادل و عدم تعادل در عمل (همان چیزی که تریدر میخواهد)
وقتی بازار در تعادل است…
نشانهها:
-
قیمت داخل یک محدوده میچرخد
-
شکستها زیاد “فیک” میشوند
-
برگشت از لبههای رنج تکرار میشود
در این شرایط، ستاپهای منطقیتر:
-
فید کردن اکستریمها (خرید نزدیک کف رنج، فروش نزدیک سقف رنج)
-
برگشت به POC (قیمت از لبهها به سمت مرکز/POC برمیگردد)
وقتی بازار در عدم تعادل است…
نشانهها:
-
حرکت سریع و یکطرفه
-
ساختن Value جدید در قیمتهای تازه
-
برگشتها کمعمقتر میشوند
در این شرایط، ستاپهای منطقیتر:
-
همراهی با حرکت ابتکاری (Initiative)
-
Break & Hold (شکست سطح + پذیرش بالای آن)
تریدرهای تهاجمی (Aggressive) در برابر تریدرهای واکنشی (Responsive)
در نگاه AMT مهمترین سؤال این است: الان چه کسی بازار را جلو میبرد؟
به زبان ساده، معمولاً دو تیپ رفتار میبینی:
1) تریدرهای تهاجمی (Aggressive Buyers/Sellers)
اینها کسانیاند که با سفارشهای تهاجمی، تعادل را میشکنند و بازار را از محدوده بیرون میکشند.
وقتی تریدرهای تهاجمی فعال میشوند، معمولاً حرکتها سریعتر میشود، شکستها جدیتر میشوند و بازار دنبال کشف قیمت جدید میرود.
2) تریدرهای واکنشی (Responsive Buyers/Sellers)
اینها معمولاً در لبههای رنج یا نواحی ارزش وارد میشوند و به قیمت واکنش نشان میدهند؛ یعنی بازار را دوباره به سمت داخل محدوده برمیگردانند.
رفتارشان بیشتر شبیه «جمع کردن قیمت» و برگشت دادن از اکستریمهاست.
✅ نتیجهی کاربردی:
داخل تعادل (Balance) با ذهنیت Responsive معامله کن؛
داخل عدم تعادل (Imbalance) دنبال رفتار Aggressive باش.
1 دیدگاه در “تئوری حراج بازار (Auction Market Theory) و2 راه تشخیص وضعیت بازار”